+ من و...

من و تیر چراغ برق

دردمان یکی است

شب که می شود

سرمان تاریک

دلمان پرنور

صبح که می شود

سرمان سنگین

دلمان خاموش

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ جگر خون

دلم ریش و جگر خون و پر از دردم

من آن تنهای شبگردم

ندارم در جهان هیچ همدم و یاری

مثال مرغ پر بشکسته ای هستم

نیستکسی ، که کند مرحم زخم دلم را

بگیرد وقت مردن زیر پیکرم را

ز پیشم رفتی و تنها مانده ام من

ز دوریت چو گل پژمرده ام من

الا ای سرو سیمین بر من

امید زندگانی در باور من

تویی آنکه در دل بذر عشق کاشت

کویر خشک قلبم را لاله ای کاشت

منم مست رخ ماه تو دلبر

اسیر تاب گیسوی  تو دختر

من آن سرو خراباتی نشینم

تویی ساقی میخانه به قلبم

تو را از جان عزیز تر دارمت دوست

اگر گیرت بیارم ، میکنم بوس

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ قلب

قلب من یک جاده تاریک بود

                        با تو قلبم کلبه پیوند شد

اشکهایم مثل نیلوفر شکفت

                     حاصلش یک آسمان لبخند شد

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ وصف یار

در سرم سودای یار آمد پدید

قلب من از عشق در سینه تپید

من دلم را آب و جارو کرده ام

یار را در خانه مهمان کرده ام

یار من آن دلبر ابرو کمان

قلب من را با کمان کرده نشان

یار من با آن نگاه نافذش

ابر و مه باشد همیشه قاصدش

یار من شیرین و من فرهاد او

در غریبی من خوشم با یاد او

حُسن یارم بی شمار باشد همی

وصف یارم را نشاید هر دمی

                       عابر کوچه های ابر

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ حسرت

دارم به سر سودای یار

حسرت به دل از روی یار

تا من بنوشم جرعه ای

سرمست باشم در دیار

                       عابر کوچه های ابر

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ روزگارا

روزگارا:

تو اگر سخت به من میگیری

با خبر باش که پژمردن من آسان نیست

گرچه دلگیر تر از دیروزم

گرچه فردای غم انگیز مرا می خواند

لیک باور دارم دلخوشیها کم نیست

زندگی باید کرد...

                                  عابرکوچه های ابر 

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ غریبه

غریبه بود...

آشنا شد...

عادت شد...

عشق شد...

هستی شد...

روزگارشد...

خسته شد...

بی وفا شد...

دور...

بیگانه شد...

ولی فراموش نشد...

                               عابر کوچه های ابر

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ موج

موج آرام نگاهت لاف دریا را شکست

از حصار شب گذشت و مرز فردا را شکست

غم به روی شانه هایم سالها لم داده بود

مهربانی های تو ، قندیل غم ها را شکست

                             عابر کوچه های ابر

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ غافل

گفتمت با من بمان گفتی که یارت نیستم

روشنی بخش و چراغ شام تارت نیستم

در تمام تار و پود من تنیده یاد تو

ای که از من غافلی،غافل زیادت نیستم

                               عابر کوچه های ابر

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ غنچه

یک غنچه بدون شاخه خواهد پژمرد

یک شاخه بدون غنچه هم خواهد مرد

سوگند به عشق،باغبان برگردان

بی غنچه دلم تاب نخواهد آورد

                               عابر کوچه های ابر

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ سازش

هر جور می تونی بمون ،من با تو سازش می کنم

هر بار میگفتم نرو ، این بار خواهش می کنم

با زخم تنها تر شدم، محتاج تسکینم نکن

تنها تر از من نیستی، تنها تر از اینم نکن

با گریه های هر شبم دنبال مرحم نیستم

اینبار بشکن بغضم و فکر غرورم نیستم

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ دوست دارم

تو را ای گل کماکان دوست دارم

به قدر ابر و باران دوست دارم

کجا باشی، کجا باشم مهم نیست

تو را تا زنده هستم دوست دارم

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ من که گفتم

من که گفتم این بهار افسردنی است

من که گفتم این پرستو مردنی است

من که گفتم ای دل بی بند و بار

عشق یعنی رنج،یعنی انتظار

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ساعت شنی

همچون ساعت شنی شده ام

که نفس های آخرش را می زند

و التماس می کند

یکی پیدا شود و برش گرداند

من هم...

نه...!!

لطفاً برم نگردانید!!!

بگذارید تمام شوم

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ زمانه

دلم ز دست زمانه بسی تنگ است 

چه کنم که کار دنیا فقط نیرنگ است

نیرنگهای دنیا هزار و یک رنگ است

خدا کند شود پیدا دلی که با دل من یکرنگ است

                               عابر کوچه های ابر

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها: زمانه
comment نظرات () لینک

+ زخم

تمام  زخم هایم 

مرهمش لب های توست

بوسه نمی خواهم فقط حرفی بزن

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها: زخم
comment نظرات () لینک

+ بگذار ببوسم

بگذار ببوسم لبو نوش دهنت را

در آتش لذت بگذارم بدنت را 

بیهوده زمن ای گل زیبا مژرهیز

در چشمه ی آغوش من آویز تنت را

من تشنه ی دیرینه یک جرعه ی آبم

بگذار بنوشم می ناب دهنت را

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ نازنین همسر

ای درد و ای درمان من 

ای روح و ای ریحان من

ای طره سیمین برم

ای نازنین ای همسرم

مهر تو دارم در سرم

عشق تو را بر جان خرم

ای جان جان،جانان من

ای مونس و غم خوار من

هر جا رویم با هم رویم

هر منزلی محرم شویم

ای مونس و غمخوار من

ای دلبر جانان  من

ای سرو و ای سالار من

ای محرم اسرار من

گامی بنه در خانه ام

روشن نما ویرانه ام

گاهی بده پیمانه ای

جام می از میخانه ای

                                  عابر کوچه های ابر

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ امان

امان از این حواس پرت پرتم

امان از این دل پر درد دردم

امان از این غم و اندوه و ملالت

دمادم بنده هستم در خیالت

امان از چشم زیبای نگارم

همی دوست دارم که باشد در کنارم

امان از خنده لبهای یارم

که هست چون غنچه گل از برایم

امان از پیچ زلف و خم ابرو

که چون گل باشد و او را کنم بو

امان از قد و بالای بلندش

از  آن موی بلند چون کمندش

امان از ان همه ناز و ادایش

از آن نازک صدای دلربایش

امان از خال کنج لب او

که دل را میکشد هر دم به هرسو

                           عابر کوچه های ابر

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها: امان
comment نظرات () لینک

+ دل خسته

ای که شکستی این دل خسته را 

باز نما پنجره بسته را

گرچه دل سخت تو را رحم نیست

باز نگر خاطره ها وهم نیست

ای که رها کرده ای این یادرا

از سر خود برده ای این یاد را

بین که اشک غم ناله را می برد

کبوتر ز غم نامه را می درد

برده ای دیگر ز خاطر کیستم

گوئیا در خاطرت من نیستم

گشته شبهایم سیاهو بی جراغ

دیگر از حالم نمی گیری سراغ

                                      عابر کوچه های ابر

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها: دل خسته
comment نظرات () لینک