+ قافیه

تا مرا می نگرد قافیه را می بازم
چشم ازو میگیرم و بر زمین می دوزم


                            شرم مانع دیدار شود آن لحظه
                            قبلم به تلاتم افتد آن لحظه


                                                  چو نگاهش به من بی چاره فتد یک لحظه 
                                                  دستو پا گم کنم و سوی خرابات شوم آن لحظه


                                         عابر کوچه های ابر

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها: قافیه
comment نظرات () لینک

+ خواهش

یه خواهشی از دخترا داشتم

رژ لب باید جدا از خوش رنگی

خوش طعم هم باشه!

خواهشا بیشتر توجه کنید

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها: خواهش
comment نظرات () لینک

+ استعفا

متن استعفای شیطان:

پروردگار محترم از آنجایی که بشر در فریفتن همدیگر شایستگی بیشتری از این حقیر دارد

لذا خواهشمند است با استعفای اینجانب موافقت کنید

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها: استعفا
comment نظرات () لینک

+ آدم فروشی

عجب جوش و خروشی بود عشقت

خراب باده نوشی بود عشقت

بهشتم را به سیبی داد بر باد

عجب آدم فروشی بود عشقت...

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها: آدم فروشی
comment نظرات () لینک

+ دفتر

این دفتر ناچیز دیوان من است

محصول خیالات پریشان من است

از تو خواهش که کثیفش نکنی

چون عشق به این دفتر ایمان من است

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ 0-o

خدایا

قیمت آسمونت چند؟

تکه ای کلنگی از آن را می خواهم

دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ خدایا

خدایا شد یه بار بعد از یا ایهاالذین آمنوا بگی:حالتون چظوره چیکار میکنید؟

همش تهدید.همش عذاب...

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ گاهی

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ آرامم

آرامم

مثل مزرعه ای که محصولش را ملخها خورده اند

دیگر نگران داس ها نیستم

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ عشق

لبخند،شروع عشق است...

محبت،باغ عشق است...

ناکامی داغ عشق...

چشم،راز عشق...

وعده،امتحان عشق...

خاموشی،درد عشق...

رسوایی،شرمندگی عشق...

 

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ رفتن

نه تو می مانی ، نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب رود قسم

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت

غصه هم می گذرد...

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند

لحظه ها عریانند

به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز...

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ سلام

سلام ای بی وفا ای بی مروت

سلام ای ساز گیتار محبت

سلام کردم نگی تو بی وفایی

وگر نه ما که عاشقیم بی مروت

سلامی چو بوی خوش آشنایی

 به من سرنزده،نگو کجایی

سلامت میکنم هر روز هرشب

ز عشق روی تو بنموده ام تب

                              عابر کوچه های ابر

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ طرح عقیم سازی گربه های تهران

بلا دور از جنابت خواجه پیشی

شنیدم بعد از این بابا نمی شی

گرفتند و شما را اخته کردند

دکان عاشقی را تخته کردند

بمیرم از برای آن سبیلت

برای جسم و جان و زخم و زیلت

زمانه پر زنامردی است پیشی

که از مردی سبیلی ماند و ریشی

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ آتش

آتشی را که شرر داشت به شب در بر خویش

دیدم افسرده سحر در دل خاکستر خویش

گفتم این آتش پنهان شده بر روی تو چیست؟

گفت خاکی است که خود ریخته ام بر سر خویش

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ کافه

امشب دلم هوای آن کافه را کرده

که چایش از مهر تو

و قندش از محبت تو باشد

و تنها مشتری کافه من باشم

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ سنت قشنگ

چه سنت قشنگیه به دست آوردن دِلا

خط کشیدن رو دفتر جدول ضرب مشکلا

چه سنت قشنگیه کمک به مرگ غصه ها

همیشه مهربون شدن درست شبیه قصه ها

چه سنت قشنگیه دیدن دوست با وفا

سپردن همه غَما به دفتر خاطره ها

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ آغوش

آغوشی باش و مرا به اندازه تمام اشتباهاتم بغل کن

بدون آنکه حرفی میانمان رد و بدل شود

فقط نگاه باشد و نفس

زندگی آنقدر ها هم دوام نمی آورد

همین حالا هم دیر است...

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ خداحافظ

این قصه هم رسیده به پایان خدا حافظ

جان شما و خاطره هامان خداحافظ

من میرم  بدون تو،اما دعایم کن

در اولین تراوش باران خداحافظ

نویسنده : عابر کوچه های ابر ; ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک