تاريخ : پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٢ | ٩:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : باران امید

درد و غم ها جزئی از جانم شده ،

ناله و فریاد تنها کار شب هایم شده ،

اشک میریزم بر این بی مرده گور ،

شعر میگویم من از این عشق کور ،

شعر میگویم بدانی کیستم ،

با تو هست و بی تو هرگز نیستم ،

موج دریای دو چشمت زورق جانم شکست ،

تاب گیسوی کمندت از برایم دار بست ،

رفتی و خورشید و ماهم شد سیاه ،

آسمان ابری و طوفانی براه .

"باران امید"