تاريخ : شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٢ | ۳:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : عابر کوچه های ابر

در سکوت دلنشین نیمه شب

می گذشتیم از میان کوچه ها

راز گویان هر دو غمگین  هر دو شاد

هر دو بودیم از همه عالم جدا

تکیه بر بازوی من می داد گرم

شعله ور از سوز خواهش ها تنش

لرزشی بر جان من میریخت نرم

ناز آن بازو به بازو  رفتنش