از میان کوچه ها

در سکوت دلنشین نیمه شب

می گذشتیم از میان کوچه ها

راز گویان هر دو غمگین  هر دو شاد

هر دو بودیم از همه عالم جدا

تکیه بر بازوی من می داد گرم

شعله ور از سوز خواهش ها تنش

لرزشی بر جان من میریخت نرم

ناز آن بازو به بازو  رفتنش

/ 31 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازی

سلام این پیامو امروز تو یکی از وبلاگا دیدم منم بهش عمل کردم.. این پیام مال من نیست ولی بخونیدش: تو رو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون.دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کس دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست............ 20 روز دیگه منتظر معجزه باش.ممنون..... سلام عابرجون رمزو رد کن بیاد

طاهره

سلام خیلی ممنون که سر زدید[گل]

طاهره

وبتون واقعا عالیه...مطلباتونم فوق العادست... بازم اونورا تشریف بیارید خوشحال میشم[گل]

فاطیما

سلام چرا دیگه نمیای وب؟؟؟؟؟؟؟؟؟

s

شعرای قشنگی میذاری تو وبت. ممنون[گل]

سارا

هروقت دلت براش تنگ شد هروقت احساس کردی فقط اون میتونست برات بمونه هروقت دلت تنگ شد فقط کافیه بری توبروفایلش اونوقت می بینی همونی که دیوونشی چه راحت به غریبه ها میگه عشقم....اونوقت فقط خفه شو و به خودت بگو همون بهتر که نیست..... [گریه]

سارا

دریا چه دل پاک و نجیبی دارد بنگر که چه حالت غریبی دارد آن موج که سر به صخره ها میکوبد با من چه شباهت عجیبی دارد !!! [ناراحت]

الی

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻧﮑﻦ ، ﻣﻦ ﺯﻣﺎن ﺧﻮﺷﯿﺎﺕ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻧﺒﻮﺩﻡ بلکه ﭼﻮﻥ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﯼ ﺧﻮﺵ ﺑﻮﺩﯼ !

maedeh

خــُدایــا بـَراے خـامـوشے شـَب هـاے انتـِظـارم فـَقـَط یکـــ " فـوت " کـافیـست خـاموشـَم کـُن خـَستـه ام ...